من وارد صحنه ميشوم. چراغها روشن ميشود. هنوز گونه تماشاچيان به تب اين نمايش گرم است و چشمها خيره. وسط صحنه ميايستم و شروع ميكنم:
به شما شاهدان اين پيوند آسماني، تبريك ميگويم.
سوالي از شما ميپرسم: كجاي اين داستان زندگي و دنياي رنگ باختهي من و تو را نقش ميزند؟
چند دقيقهاي بر جاي خود بنشينيد. و همچنان كه به اين آيات گوش مي كني، ببين علي و زهرا كه حجت براي تو هستند ماجراي ازدواجشان چه درسي براي تو دارد؟
من از خودم شروع ميكنم. درسي كه من گرفتم اينها بود:
1- زن و شوهر بايد كفو هم باشند. و كفويت يعني همان همسري. يعني قد و قوارشان يكي باشد. قديميها ميگفتند كبوتر با كبوتر ... . اين همسري و هم شأني در همه چيز است در تيپ، در خانواده، در دارايي، در تحصيلات و در... . ديديد چقدر بعضي زن و شوهرها نا متوازنند؟
2- نتيجهي ازدواج فرزند است. خدا علي و زهرا به هم رساند تا حسن و حسين از دامن آنان برآيند. چقدر اين نكته مهم است و چقدر ما به آن بي توجه. در انتخاب همسر دقت كنيم و ببينيم فرزندمان از ريشهي كه شيره مي خورد و در دامان كه پرورده ميشود. خلاصه آنكه ما نيم سيبي هستيم كه سراغ نيمهي گم شدهايم. بايد حواسمان باشد كه به كه ميچسبيم!
شما چه درسهايي گرفتيد؟
آستانه اين مطلب پذيراي تبريكات شما به مميمنت اين خجسته پيوند است!
كامتان به نام علي و همسرش، شيرين مدام بادا
شهادت امام جواد علیه السلام تسلیت باد...